آنكه مي گريد... - راينر ماريا ريلكه



آنكه اكنون در كنجي از جهان مي گريد ‏
بي سبب در جهان مي گريد
بر من مي گريد
‏*‏
آنكه اكنون در كنجي از شب مي خندد
بي سبب در شب مي خندد
بر من مي خندد
‏*‏
آنكه اكنون در كنجي از جهان ره مي پيمايد
بي سبب در جهان ره مي پيمايد
به سوي من مي آيد.‏
‏*‏
آنكه اكنون در كنجي از جهان جان مي سپرد
بي سبب در مي گذرد
در من مي نگرد.‏


چند نامه به شاعري جوان و يك داستان و چند شعر- راينر ماريا ريلكه- دكتر پرويز ناتل خانلري

شعر کوتاه - راینر ماریا ریلکه


نگاهم درنگی کرد بر ستارگان،
کاش به یاد نمی آوردم
که هیچ گاه از راه نمی رسی!

(ترجمه علی عبدالهی- از کتاب زمان: ویژه راینر ماریا ریلکه – 1378. ص 53)